اهــــالی آسمــــان

هنـــوز براے شــهید شــــدن فـــرصت هست، دل را بــــاید پـــاک کرد. 【 【 امام خـــامنـہ اے 】 】

اهــــالی آسمــــان

هنـــوز براے شــهید شــــدن فـــرصت هست، دل را بــــاید پـــاک کرد. 【 【 امام خـــامنـہ اے 】 】

اهــــالی آسمــــان

وقتی حوصله ات سر میرود

چه لحظه قشنگی است

وقتی با خود فکر میکنی امام زمان(عج) هم مانند تو روزه است

وقتی لای قرآن را باز میکنی

چه لحظه عجیبی است

وقتی فکر میکنی حسیـن(ع) هم بالای نی همیـن قرآن را می خواند

کاش در این روزها وقتی لیست روزه گیران را امام زمان مرور می کنید

برای چند ثانیه هم که شده روی اسم مـن مکثی کند ... کاش

••●! ❤ چه آرزویی دارد این دلـ م ❤ !●••

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه

بسم رب الزهرا (سلام الله علیها)...

+ لگد اول؛

دوده و خاکستر می ریخت...

رنگ از رخ حیدر می ریخت...

یکی هم پیوسته هیزم به پشت در می ریخت...

لگد دوم؛

در خانه شکسته شد...

دیگه لگد پیوسته شد...

آنقدر لگد زد که خودش هم خسته شد...

وای مادرم...

 

++ گلاب را از گل محمدی می گیرند،

گل ِ محمدی...

گل ِمحمدی نیز گل یاس است...

گل را در آتش،گلاب گیری می کنند...

این عکس درد فراوان دارد... 

+++ تو که امشب می روی مادر ...

پدر هم که دیگر از امشب ، هم نشین ِ چاه می شود ...

حسین اگر در خانه نباشد ...

من سرم را کجا بگذارم.... (زینبت هنوز کچک است... و که میتواند بگویدش غم آخرت باشد..؟؟؟ نیمه شب و آستین به دهان گرفتن زینب... مبادا کسی از این غم بزرگ باخبر شود...)


++++ امشب را نظاره گر ِ الیَ الیَ گفتن ِ حضرت اِنا اَعطَیناکَ المـــــادَر هستیم... .

ما نیمہ های امشب در هیئت تشییع جنازه داریم...

می خواهیم پیکر مادر را ببریم تا کوچہ های بنی هاشم...( با تویم معمار کوچه... نمیتوانستی اندکی کوچه را بزرگتر بسازی؟؟؟ حسن و مادرش ....)

عُقده شده برایمان ((غم ِ شب و بی کسی)) ..

می خواهیم بلند بلند لااله الا الله بگوییم...پشت سر ِ علی(علیه السلام)

می خواهیم دق کنیم امشب را... فقط مانده ام پاهایم را چگونہ راضی کنم براﮮ رفتن...؟

تصور کن جمع کوچکی را کہ از تشییع پیکر مادرﮮ برگشتہ باشند...

روضه نوشت: دلت روضه میخواهد کلیک کن...

وای مادرم...

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

 

  • اهــــالے آسمــــان

نظرات  (۱۴)

سلام
می خواهم امشب محبت زهرا را هجی کنم و ارادتم را فریاد بزنم...بگذار ریا شود!
السلام علیکِ ایتها الصدیقة الشهیدة
التماس دعا....التماس دعا....التماس دعا
در پناه حق...
پاسخ:
دلم تنگ است برایش....
بریز آب روان اَسماء، ولى آهسته آهسته

به جسم اطهر زهراء، ولى آهسته آهسته
پاسخ:
بمیرم برایت ای زهرا آهسته آهسته...
  • خادم الحسین(ع)
  • سلام
    در روز شهادت بانوی دو عالم برای ظهور فرزندش حضرت مهدی(عج) از ته دل دعا کنیم.
    یامهدی

    پاسخ:
    یامهدی به کمک علی بشتاب که جدت تنهاست...آجرک الله فی مصیبت جدک یا مهدی...
  • امام را دعا کنید
  • ابن عباس میگوید: وقتی بیماری حضرت فاطمه علیها السلام شدت یافت به اسماء فرمود: مبادا مرا روى تخته‏اى بگذارید که جنازه‏ام ظاهر باشد! اسماء گفت: نظیر آن تابوتى را براى تو درست می کنم که در حبشه دیده بودم. حضرت به فرمود: نمونه آن را به من نشان بده! اسماء تابوتى را که در حبشه دیده بود ساخت و آن اولین تابوتى بود که ساخته شد. حضرت زهراء علیها السلام پس از دیدن آن تابوت خندان شد و بعد از پیامبر هیچ وقت غیر از آن موقع خندان نشده بود.

    زندگانى حضرت زهرا (ترجمه ج43 بحار)، ص: 202
    بــی اطّـلــاع آمــده و بــی هـــوا زدنـــــد

    بــا پــا زدنـــد بــر در و در را صــدا زدنــــد

    بــی اطّـلــاع آمــده و بــی هـــوا زدنـــــد

    دیـدنـد چـون حـریـف نـبـردش نـمیــ شوند

    دستش طناب بسته بـه او پـشت پا زدنـد
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    . . . و اما مـدیـنــ ه ایـنـــ روزها دلـگـیـرتـر از هـمـیشــ ه اسـتـــ . . .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    ..
  • امام را دعا کنید
  • حضرت زهرا(س)

    چشم هایم باز شد دیدم بنایم سوخته

    جبرئیل ام زخمی و غار حرایم سوخته

    هر چه گفتم غیر خاکستر نیامد از دهان

    در میان آتش کینه صدایم سوخته

    خواستم آتش گرفتن را بیاموزم نشد

    تا نسوزم پشت در، زهرا به جایم سوخته

    شب که می شد شمع می شد تا سحر از سوز تب

    آن که روزش هم چو پروانه به پایم سوخته

    هر چه گفتم از شفا او در قنوتش مرگ خواست

    در قنوت "ربنا"ی او دعایم سوخته

    آب آتش را کند خاموش اما بنگرید

    از شرار داغ زهرا اشک هایم سوخته
    امشب باغبان یاس را دریابید

    غنچه های یاس را در یابید

    زبان قاصر ،دل شکسته ،چشم بارانی ، ...فقط یک التماس دعا

    اللهم عجل لولیک الفرج
    در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر(ع)
    ** مانده حـسـیـن مظـلوم(ع) حیران در آن میانه

    از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا(س)
    وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه

    دارد حــســن(ع) شـکـایـت از کـیـنـه مغیره(ل)
    ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه

    بـا پـهـلـوی شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته
    زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه .....

    التماس دعا
    مادر دو بخش است: «ما» و «در»
    و قصه تنهایی «ما» از کنار «در» شروع شد!
    .......................................................
    گاهی با خودم فکر می کنم چرا شرم نمیکنیم از اینکه توی هوایی نفس می کشیم که فاطمه ی طاهره نفس کشیده و روی زمینی راه می رویم که فاطمه ی زهرا قدم گذاشته.
    اما ما کجا و زهرا ی مرضیه کجا
    نفس کشیدن ما آلوده کردن هواست و تنفس او حیات آفرینش است...
    پاسخ:
    وای برما....
    آقا قسم به اشک چشم تر شما
    آیا پایین نیامده تب مادر شما؟؟؟
    با سلام وتشکر
    واقعا خوب نوشتین
    تاثیرگذار............
    من و این داغ در تکرارمانده

    من و این عشق بیدارمانده

    مپرس از من چرا دلتنگهستم

    دلم بین در و دیوارمانده . . .
    اشکم در اومد؟
    چقدر خوندن این تیپ وبا لازمه برام..
    ممنون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی