شهیدگمنام
سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۴:۵۹ ب.ظ
داد می زد؛
گریه می کرد؛
می گفت:می خواهم صورت برادرم را ببوسم...
اجازه نمی دادند.
یکی گفت:خواهر است مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش را ببوسد......
گفتند: اصرار نکنید .....نمی شود...
در مقابل اصرار زیاد گفتند:
این شهید سر ندارد
گریه می کرد؛
می گفت:می خواهم صورت برادرم را ببوسم...
اجازه نمی دادند.

یکی گفت:خواهر است مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش را ببوسد......
گفتند: اصرار نکنید .....نمی شود...
در مقابل اصرار زیاد گفتند:
این شهید سر ندارد

نشانی ات را از مادرت پرسیدند
گفت:گلزار شهدا...قطعه ی...
یادم افتاد قطعه همان غزل است اگر سر نداشته باشد...
- ۹۱/۰۲/۱۹